🔵آدرس وبلاگ مجله مجازی تالشان،صفحه ای جهت پرداختن به تاریخ،فرهنگ وزبان تالشی👇


MMtaleshan.blogfa.com

داستانی کوتاه از زبان یک زبان

نویسنده؛اسماعیل آقاجانی


من یک زبانم. زبانی از شاخه‌های زبان‌های هندواروپایی. من هم مانند شما موجودی زنده هستم و زندگی من، فراز و فرود‌ها و داستانی طولانی دارد، درست مثل زندگی خود شما. البته این را هم بگویم که عمر من بسیار طولانی‌تر از شماست و داستان زندگی من از همان آغاز تاریخ تالش شروع شده؛داستانی به درازای شکل‌گیری منطقه قومی تالش و به لطف گویشورانم تاکنون ادامه دارد. من همه‌ی نسل‎های مختلف قوم تالش را همراهی کرده‌ام و بر زبان آنها جاری بوده‌ام. من عضوی از پیکره‌ای قوم تالش هستم.

من عامل پیوستگی و اتحاد همه‌ی اعضای آن می‌باشم. شناسنامه و سند هر تالشی در جای جای ایران و در هر گوشه‌ جهان، من زبان قوم تالش، یعنی زبان تالشی می‌باشم. در طول تاریخ فرزندان بزرگی از سرزمین تالش بر شکوه و شوکت این قوم افزوده‌اند. مردمانی به نام قوم تالش که در اقلیم جغرافیایی تالش با گستره‌ی سرزمینی از فومن در گیلان تا لنکران در کشور آذربایجان و حتی قسمت‌هایی از آذربایجان ایران زندگی می‌کردند. سرزمین تالش از هزاره‎‌های دور که مسکون شده بود تا مدت‌های طولانی با وجود وقایع بی‌شماری که بر آنان حادث شده بود، فرهنگ و هویت تالشی_ایرانی خود را حفظ کرده بود. از جمله این اتفاقات تلخ روزگار که این قوم از آنها مفتخر و سربلند بیرون آمده بود،حمله های اعراب و یا حمله مغولان بود. تا جایی که تالشان بصورت مسالمت‌آمیز و متاثر از علویانی که از مراکز خلافت به این مناطق پناه می‌آوردند با آغوش باز اسلام را پذیرفتند.

اما سالها گذشت تا مناطق همجوار منطقه‌ی قومی تالش که یا به زبانِ من و یا به زبان تانی که از قرابت بالایی با ساختار زبانی من برخوردار هست، تکلم می‌کردند، در اثر مهاجرت‌های گسترده‌ی ترکان از آسیای مرکزی به سمت غرب و بعدها آماج حملات وحشیانه و خونبار مغولان به ترکی گراییده و فرهنگ ایرانی خود را بدلایلی که ذکر شد از دست دادند اما تالشان در این میان چون کوهی استوار خم به ابرو نیاورده و از هویت تالشی-ایرانی خود محافظت کردند. تا اینکه با روی کار آمدن صفویان که بدلایل سیاسی و استفاده از قدرت طایفه قزلباش‌هایِ ترکزبان و بسیاری مسایل سیاسی دیگر زبان ترکی مورد حمایت آنان قرار گرفت. آنان با قرار دادن اردبیل بعنوان پایتخت در سال‌های اولیه حکومتشان من را بعنوان زبان این منطقه در مقابل زبان ترکی در تنگنا قرار داده و من مقهور زبان ترکی شدم اما منطقه‌ی کنونی قوم تالش در مقابل این ناملایمات پایداری کرده و از موجودیت من محافظت به عمل آوردند.

این پایداری ادامه داشت تا زمانی که قاجاریان روی کار آمدند که همانطور که می‌دانیم با پایان جنگ‌های ایران و روس و تحمیل عهدنامه‌ی منحوس گلستان به ایران بدلیل جدا ماندن نمیه‌ی شمالی تالش از ایران وحدت قومی و زبانی تالش از هم گسست و خاندان قاجار هم بدلیل کدورتی که از خاندان میرمصطفی خان حکمران تالش معاصر قاجار داشتند پس از این واقعه تالش را به ایالاتی تقسیم و آنرا به حکمرانان غیر بومی واگذار کردند که در نهایت همین امر باعث تبدیل زبان ترکی در منطقه بعنوان زبان حاکمیت شده و تسلط زبان ترکی بعنوان زبان این حاکمان را در پی داشت و در ادامه بازاری که وابسته به طبقه حاکم شده بود، زبانشان به عنوان زبان بازاریان تبدیل به زبان تجاری گردید. همچنین با توجه به ضرب‌المثل معروف «دین حاکم دین مردم» و استفاده‌ی طبقه‎ی حاکم جامعه از مداحان و روحانیون ترک‌زبان بخاطر قرابت فرهنگی با آنان بجای استفاده از نیروی بومی در این زمینه سبب تبدیل زبان ترکی به زبان مذهبی گردید که در کنار هم نهادن تمام این عوامل باعث از هم پاشیدن نظم فرهنگ تالشی و دست‌اندازی به من به‌عنوان آینه‌ی تمام نمای این فرهنگ شد. بی‌نظمی ایجار شده از طریق زبانی که بعنوان زبان «حاکمیت،تجارت و مذهب» وارد شده بود در حال حاضر در حال نزاع با من در منطقه کنونی قوم تالش است. که به تبع آن در روزگار کنونی جوانان منطقه‌ی قومی تالش دیگر سخن گفتن با من را امری غیر عادی می‌دانند، مادران این قوم بعنوان کسانی که از آنان بعنوان حاملان فرهنگ یاد می‌شود دیگر رغبتی برای انتقال من به فرزندان خود ندارند. پدرانی که بدلیل حضور در محیط‌های غیر تالش‌زبان عادت به صحبت به زبان‌های دیگر دارند.

جوانان تحصیل‌ کرده‌اش فقط بعنوان موضوعی جذاب برای تزهای خود از آن استفاده می‌کنند. در این وضعیت کنونی من بعنوان میراث پدرانتان و در حالی که شما من را از قِبَل نیاکانتان تصاحب کرده‌اید و در مقابل باید متعهد به انتقالم به فرزندانتان باشید. عدم انتقال من بعنوان زبان قومیتان ظلمی بزرگ در حق اجداد و نیز فرزندانتان می‌باشد.

با ما همراه باشید در کانال تلگرامی مجله مجازی تالشان👈 @bataleshan