🔰تالش های قفقاز (جمهوری آذربایجان )، قومی سرکوب شده و محروم🔰

✍جمشید غلامی

اخیراً تالش‏های ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) تحت فشارها و محدودیت‏های شدیدی از سوی رژیم باکو قرار گرفته‏اند، تالش‏ها که جمعیت آنها بین یک تا یک و نیم میلیون نفر می‏باشد، از اقوام اصیل ایرانی هستند که درمناطق جنوبی ایران شمالی ساکن هستند. زبان تالشی از گروه زبانهای ایرانی و شبیه زبان فارسی است. شهر لنکران مرکز منطقة تالش‏نشین است. تالش‏ها، پس از انعقاد عهدنامه‏های سیاه گلستان و ترکمانچای و بخصوص در دوره حاکمیت کمونیسم، تحت فشارها و آزارهای دایمی قرار داشته‏اند. پس از فروپاشی کمونیسم و حاکمیت رژیم پان‏ترکیستی و ضداسلامی بر ایران شمالی، فشارها و آزارها بر تالش‏ها افزونتر شد. رژیم باکو به طور رسمی ایدة ضد اسلامی پان‏ترکیسم و پان‏آذریسم را تبلیغ و ترویج می‏کرد و به تالش‏ها به دیدة‌ «قوم بیگانه» نگاه می‏کرد... بر اثر ستم‏های تاریخی و تشدید این ستم‏ها پس از فروپاشی شوروی، تالش‏ها بپاخاسته و با رهبری قهرمان‏ملی ایران‏شمالی «ژنرال علی‏اکرام همت‏اف» حکومت مستقل «جمهوری تالش ـ مغان» را به مرکزیت لنکران تشکیل دادند ... این حکومت از سوی ارتش باکو مورد حمله قرار گرفت و رهبر آن که قهرمانانه مقاومت کرده بود، دستگیر و زندانی شد. مدت زندان وی 12 سال به طول انجامید و درنهایت با کوشش‏های سیاسی تالش‏ها از زندان آزاد شد، در حالی که بر اثر 12 سال زندان وتحمل شکنجه‏ها درمعرض مرگ قرار داشت. رژیم باکو تابعیت شهروندی را سلب کرد و رهبر قهرمان تالش‏ها مجبور شد از کشور خارج شده و فعالیت‏های خود را برای احقاق حقوق ابتدایی تالش‏ها در خارج ادامه دهد...

رژیم باکو که به صورت رسمی «پان آذریسم و سکولاریسم» را به عنوان ایدئولوژی ملی! (دولتی) اعلام کرده و از معرفی اسلام به عنوان دین رسمی در قانون اساسی خودداری ورزیده است، همواره از سوی تالش‏ها که مسلمانانی عملگرا هستند، نگران می‏باشد و به همین جهت طی سالهای گذشته، اقدامات متعددی برای تضعیف تفکر دینی و ایجاد فاصله میان دین و تالش‏ها در منطقة تالش‏نشین انجام داده است. به دلیل همجواری تالش ـ مغان با ایران، آمریکا و اسراییل نیز علاقة بخصوصی به این مناطق نشان می‏دهند. هیأتهای آمریکایی و اسراییلی یکی پس از دیگری به این مناطق گسیل می‏شوند و با ایجاد مراکز مختلف ، تفکر ضد اسلامی را در میان تالش‏ها تبلیغ می‏کنند. درمناطق تالش‏نشین، آمریکایی‏ها و اسراییلی‏ها با پوشش‏هایی نظیر راه‏سازی، کشاورزی، فعالیت‏های بشردوستانه و ... حضور دارند. آمریکایی‏ها هر سال تعدادی از دانشجویان و دانش‏آموزان تالش را گزینش کرده و آنها را تحت آموزش قرار می‏دهند. همچنین گروههای وهابی نیز که از سوی شیوخ مرتجع عرب حمایت می‏شوند، اخیراً فعالیت‏هایی را در منطقة تالش ـ مغان آغاز کرده‏اند. اما همة این اقدامات نتوانسته است در رویکرد عمومی تالش‏ها تأثیر بگذارد.

رژیم باکو تالش‏ها را به عنوان قومی ایرانی و خطرناک تلقی می‏کند و انواع محدودیت‏ها را در حق آنها روا می‏دارد. منطقة‌ تالش ـ مغان جزو مناطق بسیار عقب ماندة ایران شمالی می‏باشد و اکثر روستاها و بخش‏های این مناطق از خدمات برق، گاز، راه، آب آشامیدنی بهداشتی محروم هستند. پس از فروپاشی و با گذشت 16 سال از تشکیل دولت باکو، در این مناطق حتی یک کارگاه ایجاد نشده است. علاوه بر این، کارگاهها و کارخانه‏هایی که در دورة شوروی بود، تعطیل شده است. رژیم باکو با انجام اینگونه اقدامات، کوشش دارد تا تالش‏ها مجبور شوند به مناطق دیگر ایران‏شمالی و باکو مهاجرت کنند...

تالش‏ها در ساختار دولتی رژیم باکو نیز جایگاهی ندارند و هیچ یک از وزیران و مقامات ارشد و حتی مدیران میانی در دستگاههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی از قوم تالش نمی‏باشند. علاوه بر این ، انتشار مطبوعات و کتاب به زبان تالشی ممنوع است. تکلم به زبان تالشی در رادیو و تلویزیون نیز ممنوع می‏باشد و هیچ برنامه‏ای به این زبان پخش نمی‏شود.

در حقیقت می‏توان گفت که رژیم باکو، تالشها را در محاصرة اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار داده و گام به گام و به تدریج پروژة‌ نسل‏کشی تالش‏ها را اجرا می‏کند. این نسل‏کشی سفید (بدون خونریزی) به گونه‏ای طراحی شده است که می‏توان پیش‏بینی کرد پس از پنجاه سال دیگر اثری از قوم تالش در ایران شمالی باقی نماند و نسل‏کشی تالشی‏ها با موفقیت پایان یابد.

اما روشنفکران و نخبگان تالش به مقاومت در مقابل رژیم باکو برخاسته‏اند. رژیم باکو پی‏درپی از دموکراسی و آزادی مطبوعات و بیان دم می‏زند. به گونه‏ای که حتی نشریات ضد اسلامی در باکو منتشر می‏شوند و درباره پیامبر اسلام، اهل بیت(ع)، مراجع تقلید و تشیع مقالات اهانت‏آمیز منتشر می‏کنند!...

‌🔴باما همراه باشید در 👇
Ⓜ️ @bataleshan Ⓜ️

مقامات باکو مدعی هستند که اقوام ساکن در ایران شمالی از آزاد
ی برخوردار هستند و می‏توانند نشریه و کتاب منتشر کنند...

اخیراً نخبگان تالش برای نخستین بار پس از سقوط «جمهوری تالش ـ مغان» اقدام به انتشار نشریه‏ای به نام «تالشی صدو» (صدای تالش) کردند. شماره نخست (صدای تالش) به سردبیری «نوروز محمداف» منتشر شد. در این نشریه از درج مطالب سیاسی و انتقادی پرهیز شده و تنها اخبار و مطالب ادبی به زبان تالشی درج شده بود...

به دنبال انتشار این نشریه، رژیم باکو دستگیری گستردة نخبگان و فعالان فرهنگی تالش را آغاز کرد. در نخستین اقدام، مأموران امنیتی رژیم باکو «ائلمان قلی‏اف» دبیر تحریریه «صدای تالش» را ربودند و با هجوم به منزل وی، رایانه و وسایل شخصی‏اش را به غارت بردند، «علی نصیراف» معاون مرکز فرهنگی تالش نیز در باکو از سوی افراد ناشناس ربوده شد و با گذشت چندین روز، خانوادة وی اعلام کرد که از سرنوشت نصیراف اطلاعی در دست نیست.

«نوروزمحمداف» (سردبیر صدای تالش) از نخبگان و چهره‏های فرهنگی شاخص تالش‏ها که از شهرت علمی در ایران، روسیه و مراکز تحقیقی جهان برخوردار است، دستگیر و زندانی شد...

برخی از نخبگان و فعالان فرهنگی تالش نیز که درانتشار نخستین شماره «صدای تالش» همکاری داشتند، دستگیر و زندانی شدند.

مقامات رژیم باکو از اعلام اتهام دستگیرشدگان خودداری می‏کنند، زیرا در ایران شمالی همه می‏دانند که هنگام دستگیریهای گروهی، رژیم دو اتهام صادر می‏کند: «تلاش برای کودتا و خیانت به میهن!» این اتهامها در حقیقت همان اتهامهایی هستند که استالین با تمسک به آنها میلیونها نفر را کشت و میلیونها نفر را در سیبری زندانی کرد. در حالی که مقامات باکو سکوت کرده‏اند، «رامیز محمداف» وکیل نوروزمحمداف (سردبیر زندانی صدای تالش) اعلام کرد که به گفتة مقامات امنیتی، اتهام دستگیر شدگان «خیانت به میهن!» است. اما تالش‏ها و افکار عمومی می‏داند که تنها جرم دستگیرشدگان این است که تالشی هستند و جرات کرده‏اند برای نخستین بار طی چهارده سال اخیر و در دورة‌ حکومت علی‏اف‏ها نشریه‏ای به زبان تالشی (فارسی) منتشر کنند.

تا زمانی که ایدة ضداسلامی «پان ترکیسم و پان آذریسم» به عنوان ایدئولوژی دولتی از سوی رژیم باکو ترویج می‏شود و از سوی دیگر، حکومتی استبدادی در قالب این شعارها به غارت منابع کشور و چپاول ثروتهای عمومی مشغول است، طبیعی است که تقابل میان مردم ایران شمالی (اعم از آذری، تالشی، لزگی، آوار و ...) با رژیم استبدادی مرکزی ادامه یابد. و در این میان تالش‏ها و تاتها بیش از هر قوم دیگری در ایران شمالی تحت ستم قرار دارند. زیرا آنها به زبان فارسی (تالشی) حرف می‏زنند...

تالش‏ها مانند دیگر اقوام ایران شمالی هویت ایرانی و پیوندی تاریخی با ایران دارند. به نظر می‏رسد، حمایت معنوی و فرهنگی از تالش‏های مظلوم ایران شمالی وظیفه فرد فرد ما ایرانی‏هاست

‌🔴باما همراه باشید در 👇
Ⓜ️ @bataleshan Ⓜ️

🛄سوال◀️۱-چرا وچگونه گیلان را سرزمین گیل ودیلم نامیده اند،مگر تالشان گیلانی نیستند؟آیا قوم تالش قبلا جدا از سرزمین گیلان بوده است؟

۲-در برخی از رسانه ها ی ملی واستانی به گیلان سرزمین گیل ودیلم اطلاق میگردد،و نامی از تالشان نیست،آیا این یک توطئه و حرکت تبعیض آمیز است که جمعیت تالشان را در غرب گیلان نادیده گرفته است؟یا اهداف دیگری دارد؟
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
🔵 پاسخ

🔰آنهائی که گیلان را تنها سرزمین گیل و دیلم مینامند گویا نام گیلان و خمسه طوالش را از روی قصد و نیتی ناجوانمردانه از قلم انداخته ویا اینکه فراموش نموده اند که در طول تاریخ قومی بنام کادوس و طالش نیز وجود داشته است. اگر تالش جدای از استان گیلان است پس چرا این منطقه را تبدیل به استان دیگری بنام تالشستان و کادوسیه ویا استان کاسپین نمیکنند؟باید گفت که گیل وتالش،در استان گیلان هماننددوبال یک پرنده هستند،که هزاران سال ماننددوبرارباهم دیگر در یک مکان زیسته اند،شعر معروف تالشی میگه👇
کی وا تالش،گیلکینه صیفایَه تالش گیلکینَه راستَه برایَه

💢سیاست گزاران چنین ترفندی گویا در صدد هستند برای انجام خیانتی بزرگ به مردم کشور حضور و اسکان تالشان را بکل نادیده انگارند !!. آنها فراموش کرده اند که در تمام طول تاریخ باستانی ایران در این سرزمین از ساحل جنوبی رود کورا الی ساحل غربی سفید رود (تنائیس ) تنها دوقوم کادوس و گیل بسر میبردند که از بازمانگان کاسها یا کاسپی ها شناخته میشدند و اما در سواحل شرقی سفید رود وکوهستانهای شرقی گیلان ابتدا قوم باستانی موسوم به دروپیگ های آریائی تبار بسر میبردند که پس از سپری شدن دوره ای طولانی جای خودرا به آمارد آریائی وسکائی تبار دادند

💢این قوم جنگجو ودلاور به دلیل نا ارامی هائی که داشته بارها با حکومت مرکزی به ستیز پرداخت اما سرانجام در سالهای 150 قبل ازمیلاد پس از شکست از فرهاد اول اشکانی به ناحیه ری کوچانده شد وبعدها در سرزمین امارد ها قومی پدید آمد که آنرا دیلم نامیدند این قوم به استناد تاریخ از اختلاط و ازدواج گروهی از بازماندگان آمارد و خاندان هایی از تپوری ها و گیل ها و تالش ها شکل گرفت که صرف نظر از آنکه همراه گیل ها و تالش ها گردن کشی هائی در برابر شاهان ساسانی داشته اند

💢در زمان تازش اعراب و خلفای اموی هرسه قوم ساکن در استان گیلان به اتفاق و یاری هم دیگر موفق شدند قریب سه قرن از تجاوزات اعراب به خاکشان مقاومت وایستادگی نموده و از ورود قهرانه اعراب به خاک خویش جلوگیری نموده واز پرداخت خراج امتناع نمایند.

💢اعراب که سابقاً هیچگاه با کادوسیان مواجهه نشده بودند انها را قومی عشایر و چادر نشین دیدند وبدین علت آنها را طیلسان یعنی چادر نشینان نامیدند که این نام پس ازگذشت 14 قرن با تحریفاتی که توسط نسخه برداران انجام گرفت و زمانی هم بنام طیلشان مینامیدند که اکنون انها رابنام طالش که اسم مفرد طالشان است می نامند بنابراین انکار کردن نام طالش یا تالش و حذف نام این قوم در کنار مردم گیل از استان گیلان چیزی جزنفاق افکنی و خیانت به ملت ایران و مردم تالش و حتی گیل ها ودیلمی نمیتوان نامیده شود.

💢این اقدامات که گویا از اهداف و توطئه های پانترکیستی مایع گرفته و منشاء آن احتمالا در راستای چند انگیزه صورت گرفته 1- انکار برادری و برابری بین مردم گیل وتالش ودیلم و ایجاد تفرقه بین این سه قوم 2 - برآورده شدن نیات وخواسته های ننگین پانترکیستی برای جدا سازی تالش از استان و الحاق آن به استان اردبیل و ادامه راه تجزیه طلبانه پیشه وری و فرقه دموکرات آذربایجان برای الحاق به کشور جعلی به اصطلاح جمهوری آذربایجان.

🔴باماهمراه باشیددر⏪ @bataleshan


🔵🔵سوال 🔵🔵
آیا زبان مردم آذربایجان در قدیم همان تالشی بوده است،یانه؟آیا زبان به اصطلاح آذری قدیم همان تالشی بوده است یانه؟

🔴🔴در پاسخ این سوال مقاله ای درباره قرابت آذری باستان با تالشی به قلم آقای سیاوش شفیقی کارشناس ارشد زبان های باستانی :

زبان تالشی چنانچه می دانیم درنواحی آذربایجان رواج داشته است وامروزه نیز با صلابت به حیات خود ادامه می دهد،حال آیا زبان تالشی و آذری یکی هستند؟ویا جدا ازهم؟
مسعودی تاریخ نگار بنام نیمه های سده ی چهارم در کتاب التنبیه والاشراف چون استان های ایران را از آذربایگان،ری،طبرستان؛خراسان،سیستان،کرمان،فارس،خوزستان ودیگر جاها می شمارد،چنین می گوید:"همه ی این شهرها واستان ها یک کشور بود ویک پادشاه داشت وزبانشان هم یکی بود،اگر چه به نیم زبان های گوناگون از پهلوی،دری و آذری ودیگر مانند این ها تقسیم شده بود.

"یاقوت حموی جغرافی نگار سده ی هفتم در باره ی آذربایجان می گوید:"نیم زبانی دارند که آذریه نامیده می شود وکسی جز از خودشان نفهمد."
اینک ما برای اثبات این که آذری باستان همان تالشی است نمونه هایی از اشعار آذری موجود درکتاب های صفوه الصفا وسلسله النسب را می آوریم وسپس توضیحات وشرح جدیدی برای آن ذکر میکنیم.ابن بزاز اردبیلی در صفوه الصفا دو بیت را در لابلای داستانی به صورت زیر ذکر کرده:

دیر کین سر به سودای تو کیجی/دیر کین چش چو خونین اسره ریجی/دیر سر باستانه اچ ته دارم/خود نواجی کو ور بختی چو کیجی
کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان درترجمه ی این دوبیت می گوید:در سه لنگه نخست تنها کلمه ی "دیر"ناروشن است وما اگر آن را کنارنهیم معنی آن ها این است:که این سر با سودای تو گیج است و که این چشم اشک خونین می ریزد و سر به آستانه ی تو می دارم."اسر"بروزن اسب در کردی وارس در شوشتری نیز به معنی اشک چشم است.در لنگه چهارم نیز تنها کلمه ی"چو کیجی"ناروشن می باشد.

به این معنی که چو در آذری به معنی از برای است ولی در اینجا معنی آن روشن نمی باشد.دراین لنگه نیزاگر این را کنار بگذاریم معنی بازمانده این است:خود نمی گویی که بدبختی...."واجیدن"به معنی گفتن ودر دوبیتی های شیخ صفی نیز وجود دارد."ور بخت "دیگر شده ی بدبخت می باشد.درتکمیل نظر کسروی با توجه به زبان تالشی می توان معانی واژه های به کار رفته در ابیات یاد شده را به صورت زیرر دریافت:در سه مصراع اول واژه ی دیر به معنی دیر است می باشد چناچه درتالشی امروزی نیز دیره یا دیdi رایج است.

کلمه ی کین را در هردو مصراع که که این ترجمه کرده به صورت کینه kinaبه معنی دختر باید خواند.درمصراع دوم کین چشن به معنی چشم دختر است وبدین شکل وزن شعر هم درست تر میشود واسره البته در تالشی امروزی به صورت آرسārs باقی مانده است.اج در مصراع سوم صورتی دیگر از آزāz به معنی من در زبان تالشی است.درمصراع آخر نواجی از مصدر ووجهvoje یا ووتهvote به معنی گفتن است.وبالاخره کووربختی ازترکیب کوور یعنی کجا وبختی یعنی بخت می باشد.و چو به معنی چسان وچگونه است که امروزه در زبان تالشی باقی مانده است.به طور کلی معنی دو بیت بدین گونه است:دیرگاه است سر دختر به سودای تو گیج است/دیر گاهی است که چشم دختر چسان اشک خونین می ریزد/دیرگاهی است من سر به آستان تو دارم/خود نمی گویی که کجای بخت من ای گونه گیج است.

 

علاوه بر این قرابت آدری باستان با تالشی را می توان از ابیاتی که در کتاب سلسله النسب آمده به اثبات رساند.
بیت زیر کاملا این موضوع را به اثبات می رساند:
صفیم صافیم گنجان نمایم/بدل درده ژرم تن بی دوایم
در این بیت تنها واژه ی درده ژرم نامشخص است که به نظر آدری می نماید والبته درتالشی این واژه به صورت درده ژم یا دارده ژمdārda žam یعنی دردمند هستم باقی مانده است.
علاوه براین دردو بیت زیر از سلسله النسب قرابت واژگان تالشی با آذری به روشنی مشخص است:
تبه درده ژران از بوجیتم درد/رنده پاشان برم چون خاک جون کرد/مرگ ژیریم درمیان دردمندان بود/ره بادیان به همراهی شرم برد.
کسروی در شرح این دوبیت آورده:

"ازغایت محبت واحسان درباب دلجویی دردمندان می گوید که بگذار تا درد همه ی دردمندان برجان حزین من باشدوخاک پای قدم های ایشان باشم وحیات من وممات من درمیان دردمندان باشد که ایشان همراه من ورفیقان من اند درمعرفت حقایق عالم توحید"
واژه ی تبه دراصل بته batəیعنی به تو است و درده ژران به معنی دردمندان،و از همان آز āzبه معنی من،بوجینم به معنی بگویم از مصدر ووجه یا ووته voteمی باشد.درمصراع دوم رنده پاشان اصطلاحی تالشی به معنی همچون پاشیدن خاک رنده است وچانچه خود کسروی آورده؛دو واژه ی آخر چون گرد می باشد .درمصراع سوم ژیریم یعنی زندگی از مصدر ژیهžie به معنی زیستن است.

پس به طور کلی یعنی:من درد دردمندان را به تو بگویم،دردی که چون خاک وگرد همواره بر آن پاشیده شده است،مرگ وزندگی ام درمیان دردمندان باشد که آنان همراه ویاران من هستند.
ازاین نمونه های محدود و نیز نمونه های دیگری که در صفوه الصفا وسلسله النسب ذکر شده است،قرابت بین زبان تالشی و زبان آذری بیش تر احساس می شود.

مقاله قرابت آذری باستانی به زبان تالشی
به قلم آقای سیاوش شفیقی کارشناس ارشد زبان های باستانی

🔴باماهمراه باشیددر کانال مجله مجازی تالشان ◀@bataleshan

در کلیپی از کانال تلگرامی ( تولیش ملت ) مشاهده شدکه زبان تاتی در هزار رود زنجان  به انقراض رفته است و این داستان  نمونه کامل دیگریست  از انقراض تدریجی زبان تاتی (آذری باستان ) در بخشی از سرزمین مادری شان.

امیدوارم  عبرتی  برای ما  تالش زبانها باشد  که  سهل انگارانه و بی تفاوت از کنار میراث نیاکان  ما میگذریم  امید وارم که فرزندان و نوادگان ما  پس از گذشت  یکصد سال  نگویند که پدربزرگی دارم   صدوبیست سالشه و او تنها فرد قوم تالش است  که  هنوز زبان تالشی را  میداند

 اگر به دقت به روند انقراض زبان در ایران توجه شود  تنها در مناطق ترک نشین   ایران انچه  زبانهای  اصیل و قدیمی ایرانی  وجود داشته به تدریج فراموش شده اند سرنوشت زبان تالشی در مناطق استارا الی هشتپر نیز چنین است و این امر زنگ خطری است برای  زبان ساکنین اسالم  که از زبان  و فرهنگ وادبیات عشایری خود محافظت کرده وارزش  انرا پاس بدارد همیشه زبان مادری  بدون داشتن  گویش وران متعصب به میراث فرهنگی  اش پس از  مرگ  اخرین فرد سالمند آن منطقه به فراموشی سپرده  میشود   زبان ها و گویش های ایرانی  بدون حامی همیشه دارای چنین سرنوشت شوم و غم انگیزی هستند  ولی پانترکیست  ها مدام از ظلم وستم زبان فارسی بر زبان ترکی سخن میگویند و چنین وانمود میکند که در ایران مظلوم واقع شده انددرحالی که ترک زبانان ما در هیچ کجای ایران  جز در ادارات دولتی با مخاطب خود به فارسی سخن نمیگویند  وهمین امر نیز بهانه ای شده که پان ترک ها مدام از ظلم وستم فارسی زبانها بنالند تا بتوانند امتیازی کسب نموده زبان ترکی را زبان رسمی کشور اعلان کنند

 

 که در آن صورت  باید انتظار داشت  نام کشور بتدریج بنام کشور  ترکیه شرقی نامیده شود   برخی  از نگارنده انتقاد میکنند  که در این مورد  نظرم افراطی است   اما واقعیت انست که در ایران به هرکجای مناطق ترک زبان ایران بنگرید  بطور واضح انقراض زبانهای ایرانی  را در انجا  ملاحظه خواهید کرد ازجمله هزار رود که اخیرا به این فاجعه گرفتار شده  است زیرا که  در سالهای دهه پنجاه هنگامی که  به نواحی طارم  گذری داشتم  هنوز زبان تاتی در کلیه ان مناطق رایج بوده است

✍استاد علی ماسالی،مورخ وپژوهشگر  ..@history_of_talesh